ساختن مسیری که از شغل آغاز نمی‌شود

اشتغال، از کجا آغاز می‌شود؟ از یافتن یک فرصت شغلی؟ از یادگیری یک مهارت؟ یا شاید خیلی زودتر؛ از زمانی که یک‌نفر باور می‌کند می‌تواند روی پای خودش بایستد. اشتغال پایدار یکی از خدمات روشنای امید به فرزندانی است که در همان گام‌های اولیه پس از ورود به جامعه باید با هزینه‌های سنگین زندگی مواجه شوند؛ به همین دلیل، اشتغال پایدار را می‌توان آخرین حلقه زنجیره توانمندسازی در روشنای امید دانست.

واحد اشتغال؛ خدمت یا کارآفرینی؟

برای‌اینکه جوانی وارد بازار کار شود یا بتواند برای خودش یک زندگی مستقل دست‌وپا کند، به سال‌ها آموزش مستقیم و غیرمستقیم نیاز دارد. اما برای فرزندانی که سال‌ها در مراکز شبه‌خانواده زندگی کرده‌اند، ورود به بازار کار تنها به یادگیری یک حرفه محدود نمی‌شود. آنها باید در زمانی کوتاه، علاوه بر کسب مهارت، با فضای واقعی کار، مسئولیت‌های شغلی، روابط حرفه‌ای و حتی شیوه انتخاب مسیر شغلی آشنا شوند؛ مسیری که بسیاری از همسالان‌شان سال‌ها فرصت تجربه تدریجی آن را داشته‌اند. آنها علاوه بر یادگیری یک شغل مشخص، باید دنبال پشتیبان هم باشند و با انواع شغل‌ها (از اداری تا آزاد و مستقل) و جایگاه شغلی کاملاً آشنا شوند. این دقیقاً یکی از پیچیدگی‌هایی است که برای واحد اشتغال در روشنای امید همیشه با آن مواجه بودیم.

کارهایی که دیده می‌شوند / نمی‌شوند

می‌شود با یک پست اینستاگرامی (و نه بیشتر) از واحد اشتغال گفت، از کارآفرینی گفت و از شغل‌هایی که فرزندان روشنای امید دارند صحبت کرد. توانمندسازی یکی از دشوارترین کارهایی است که با عدد و رقم هیچ سنخیتی ندارد و اثرگذاری‌ آن است که مایه مباهات می‌شود. ما از همین‌رو تصمیم گرفتیم در روشنای امید، با یک دکمه مشغول دوختن یک کت شویم و با ساعت‌ها وقت صرف طراحی فرایندها، مطالعه تجربه‌ها، گفت‌وگو با افراد و سازمان‌های مختلف، حالا مشغول مطالعات دقیق‌تر و جزیی‌تر درباره شناخت بازار، بررسی ظرفیت‌های فرزندان، نیازسنجی از محصولات و کسب‌وکارهای خانگی فرزندان، طراحی مسیرها و… هستیم.

اول یادگیری، بعد اجرا

طی ماه‌های گذشته، در گفت‌وگو با فعالان حوزه‌های مختلف، بیش از هر چیز در حال یادگیری بودیم. از تجربه‌های فروش در بازارچه‌ها تا گوشه خیابان، تا تجربیات کار با مشاغل خرد در پلتفرم‌ها؛ هرکدام از آنها بخشی از مدل‌های ذهنی ما شدند، برخی با موفقیت به مرحله بعد رفتند و برخی نیاز به بازنگری پیدا کردند. برخی پرسش‌های تازه‌ای در ذهن ما ایجاد می‌کنند و برخی گوشه‌ای از مسیر را پیش می‌برند. ولی هیچ‌کدام را یک فعالیت مستقل ندیدیم؛ همه، بخشی از مسیر یادگیری بودند.

بیشتر بخوانید
به‌بهانه یک قرص نان؛ یک‌روز تجربه اشتغال در دکان «نانواباشی»
یک‌روز در «آشپزشو»؛ تجربه‌ای برای ساختن آینده

واحد اشتغال روشنای امید؛ تیرماه 1405

امروز کجا ایستاده‌ایم؟ با تمام این تفاسیر، امروز واحد اشتغال ما تبدیل به ایده‌ای شده که آماده اجراست. مسیرهای آموزشی، ارتباطات اولیه، سازوکارهای اجرایی و تجربه‌های میدانی، آرام‌آرام کنار هم قرار گرفته‌اند تا تصویری منسجم‌تر از آینده شکل بگیرد.

شاید این سؤال پیش بیاید که نتیجه این همه طراحی چه خواهد بود. پاسخ ما تجربه‌ای است به‌نام روشنای امید. ما اینجا یاد گرفتیم برای هر کاری نیاز به زیرساخت‌های محکم داریم، برای ما اینجا مهم است ابتدا برنامه‌ریزی کنیم، بعد برنامه را اجرایی کنیم.

مسیر اشتغال با زیرساختی مستحکم

ساختن یک مسیر اشتغال، شبیه ساختن ساختمانی نیست که روزی روبان افتتاحش بریده شود. بیشتر شبیه کاشتن درختی است که زمان می‌خواهد تا ریشه بدواند. واحد اشتغال روشنای امید امروز در حال تقویت همین ریشه‌هاست؛ ریشه‌هایی که امیدواریم سال‌های آینده، استقلال اقتصادی و زندگی پایدار فرزندان بر آن‌ها استوار شود.

انتهای پیام

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید!