هر محصول، یک داستان؛ از تجربه کسبوکار تا مسیر استقلال فرزندان روشنای امید
دنیای امروز، وابسته است به محصولات و محتواهایی که ما تولید میکنیم، طوریکه اینها ابزاری برای شناخت و هویت ما شدهاند. هرکسی در دنیای دسترسپذیر مجازی یک صداست و هر صدا نشان از محتوای تولیدشده او دارد. کیفیت و قیمت محصولات یک صفحه فروش پوشاک در اینستاگرام، برای مخاطب مهمتر از این است که چهکسی آن را ارائه میکند.
فرزندان روشنای امید هم به فراخور استعداد و علاقهمندیهای خود، هرکدام غیر از شغلی که برای امرار معاش خود دارند، سعی میکنند کنار شغل و حرفه اصلی خود، محصولی تولید کنند و آن را خواه ازطریق شبکههای مجازی یا در حلقه دوستان و نزدیکان خود بهفروش برسانند. استقبال فرزندان از فراخوان داخلی که ما برای ارائه محصولاتشان برای «ویترین روشنا» دادیم، ما را غافلگیر کرد و حالا با عزم بیشتری سعی داریم در این کار با برنامهریزی بیشتر و همکاری نزدیکتر با پلتفرمها و کسبوکارهای دیجیتال و فیزیکی آنها را یاری کنیم.
چون پشت هر محصول، فقط یک کالا نیست؛ مهارتی که آموخته شده، فرصتی که ایجاد شده و قدمی است که میتواند یک جوان را به استقلال نزدیکتر کند. گاهی یک خرید، فقط خریدن یک محصول نیست؛ انتخاب فرصتی است برای اینکه یک مهارت دیده شود، یک تلاش ادامه پیدا کند و یک مسیر روشنتر شود.
ویترین روشنا
ویترین روشنا که بهتازگی کار خودش را آغاز کرده، میزی از محصولات فرزندان روشنای امید است؛ بزرگترین ویترین از دستاوردهای روشناست که با تجربه بیش از یکدهه خدمترسانی در توانمندسازی جوانان خود، حالا میتواند بهخاطر داشتن سهمی کوچک، به آن ببالد، آن را بهنمایش بگذارد و هربار کسی جلویش مکث میکند، با حوصله قصه هر محصول را برایش تعریف کند.
نقش خانواده در استقلال
از زمان جوانی پدرهای ما، تا جوانی خود ما و حالا جوانی فرزندانمان، همیشه یکی از موضوعات اجتماعی موردبحث، اشتغال جوانان بوده. جوان ایرانی که با معضل اشتغال مواجه است، تا روزیکه یک کار باثبات پیدا کند، درآمد خوب داشته باشد، و زندگی مستقل خودش را راه بیندازد، دغدغه حمایت خانواده را ندارد. کوچکترین اثر همین حمایت این است که ریسکپذیری جوان بالا میرود و در بسیاری از بخشها، مثل توانمندسازی، نیازی در خود حس نمیکند.
ولی فرزندان مستقلشده از سازمان بهزیستی بهواسطه فقدان یک خانواده مؤثر، پس از ورود به جامعه، از اقل حمایت برخوردار نیستند و ضرورتهای زندگی مستقل و بدون حمایت، فرصتی برای توانمندشدن به آنها نمیدهد.
تجربه کسبوکار
همین ضرورت فرزندان سازمان بهزیستی را پس از استقلال به یادگیری میرساند. پیشفرض آنها برای زندگی مستقل، گذران است، ولی خیلی کوتاه و با کمی تجربه به اهمیت توانمندشدن پی میبرند. پسرها و دخترهای ما در روشنای امید کسبوکارهایی دارند، محصولاتی در خانه خود تولید میکنند، کسبوکارهای خود را توسعه میدهند و ازطریق ارتباطهایی که برقرار کردهاند، شیوههای مختلف کسبوکار را تجربه میکنند.
محصول و بازار
تولید یک محصول، وقتی به یک تجربه واقعی تبدیل میشود که در معرض انتخاب و قضاوت بازار قرار بگیرد. قیمتگذاری، معرفی محصول، یافتن مشتری، شناخت سلیقه مخاطب، تجربه فروش و حتی پذیرفتن شکست، بخشهایی از همین مسیرند؛ تجربههایی که در هیچ کارگاه آموزشی بهتنهایی نمیتوان آنها را آموخت.
برای فرزندان روشنای امید، دسترسی به چنین تجربههایی همیشه آسان نیست. گاهی آنچه برای شروع یک کسبوکار لازم است، نه سرمایهای بزرگ، بلکه فرصتی برای دیدهشدن، دسترسی به بازار و هر گروهی است که نخستین قدمها را آسانتر کند.


بیشتر بخوانید
توانمندسازی فرزندان و دستاوردهای اشتغال
کارگاه پوشاک روشنای امید؛ گامی برای مهارتآموزی و اشتغال پایدار جوانان
سهمی کوچک در یک مسیر بزرگ
روشنای امید در این مسیر، قرار نیست بهجای فرزندان تصمیم بگیرد یا مسیر را جای آنها طی کند. نقش ما فراهمکردن فرصت، ایجاد ارتباط و برداشتن بخشی از موانعی است که میتواند رسیدن از «توانستن» را به «توانستنِ مستقل» دشوار کند. «ویترین روشنا» هم یکی از همین تلاشهاست؛ تلاشی برای اینکه محصولی که با مهارت و علاقه ساخته شده، فرصتی برای دیدهشدن و تجربه بازار پیدا کند.
قدمی بهسوی استقلال
استقلال فقط بهمعنای داشتن درآمد نیست؛ توانایی اداره زندگی، تصمیمگیری و مواجهه با هزینهها و انتخابهای آن نیز بخشی از آن است. تجربه تولید و فروش یک محصول، فرصتی است برای تمرین همین تواناییها؛ از شناخت ارزش کار خود و قیمتگذاری گرفته تا ارتباط با مشتری، مدیریت درآمد و پذیرفتن مسئولیت یک انتخاب اقتصادی.
شاید درآمد حاصل از یک محصول، در آغاز مسیر رقم بزرگی نباشد، ولی تجربهای که از ساختن، عرضه و فروش آن بهدست میآید، میتواند سرمایهای برای گامهای بعدی باشد. اینجاست که یک محصول کوچک، میتواند بخشی از یک مسیر بزرگتر برای رسیدن به استقلال باشد.
انتهای پیام



