اسکان پس از ۱۸ سالگی؛ پل پشتیبانی یا تکیهگاه وابستگی؟
ما در این مقاله با استفاده از تجربیاتمان در روشنای امید و نظر متخصصین مجرب این امر، به مزایا و معایب اسکان فرزندان سازمان بهزیستی پس از ترکمراقبت نگاهی انداختهایم.
برای آنها همهچیز از ۱۸سالگی شروع میشود؛ روزی که برای بسیاری از آنها بهمعنای پایان مراقبت سازمانی است. ولی برای آنها که سالها در سیستمهای مراقبتی بودهاند، اغلب شروع یک بحران جدید است: بحران مسکن، بحران مهارت، بحران اشتغال، بحران هویت.
برای پاسخ به این مسئله، در بسیاری از کشورها برنامههایی طراحی شده که به آنها اجازه میدهد پس از ۱۸سالگی هم در سیستم مراقبتی بمانند یا تحت حمایت ساختارمند زندگی کنند.
در ایران هم موضع سازمان بهزیستی این است که «۱۸سالگی نقطه رهاسازی نیست»، بلکه این سن آغاز توجه بیشتر و برنامهریزی بلندمدت برای حمایت است. سیدجواد حسینی، رییس سازمان بهزیستی، در شهریور 1404 عنوان کرده که نباید پس از ۱۸سالگی جوانان را رها کرد و باید برای اسکان، اشتغال و زندگی مستقل آنها حمایت مستمر وجود داشته باشد. دستورالعملهای این سازمان هم این نکته را تأکید میکنند که خروج از مراقبت باید در سه مرحله شامل آمادهسازی، دوره انتقال، و دوره پس از استقلال باشد و حتی امکان ماندن در «خانههای مستقل» تا رسیدن به ثبات فراهم شده است.
چرا اسکان فرزندان سازمان بهزیستی پس از ۱۸سالگی مهم است؟
تحقیقات ملی و بینالمللی بهطور مکرر نشان دادهاند که خروج ناگهانی از سیستم مراقبتی در ۱۸سالگی، بدون حمایتهای ساختارمند، زمینهساز پیامدهای نامطلوبی همچون بیخانمانی، مشکلات سلامت روان، کمبود شبکه حمایتی قوی، کمبود دسترسی به آموزش و اشتغال پایدار میشود. این موضوع باعث شده که طی دهههای اخیر، بسیاری از کشورها شروع به تمدید مراقبت تا سنین بالاتر و طراحی مدلهایی همچون «اسکان تحتنظارت» (supervised housing) و«حمایت از زندگی مستقل» ( independent living support) کنند.
مزایای اسکان حمایتی پس از ۱۸ سالگی
- کاهش ریسک بیخانمانی
تحقیقات نشان دادهاند که باقیماندن در سیستم مراقبتی با دریافت خدمات حمایتی تا سنین بالاتر، خطر بیخانمانی را کاهش میدهد. در یک مطالعه بر دادههای 4800 جوان، دریافت خدمات حمایت مالی، تحصیلی و زندگی مستقل در سنین 17 تا 19سالگی بهطور معنایداری خطر بیخانمانی و حتی مواجهه با نظام عدالت کیفری را در سنین 19–21 کاهش داده است.
- افزایش ثبات در زندگی و تحصیل
گزارشهای رسمیِ بنیاد آنی ای. کیسی (Annie E. Casey) نشان میدهد جوانانی که در برنامههای«مراقبت تمدیدشده» (extended care) باقی میمانند تا 69درصد بیشتر احتمال دارند دیپلم بگیرند، تا 41درصد کمتر احتمال دارد بیخانمان شوند و تا 63درصد بیشتر احتمال دارد در آموزش عالی شرکت کنند.
- فرصت یادگیری مسئولیتهای زندگی
در مدلهای موفق، اسکان پس از ۱۸سالگی هیچگاه بهمعنای «نگهداشتن در فضای کودکانه» نیست، بلکه بهمعنای زندگی مستقلِ تحتنظارت با پشتیبانیهای آموزشی و اجتماعی است- مثلاً آموزش سواد مالی، بودجهبندی، و یافتن مسکن مناسب همراه یک تیم پشتیبانی.
معایب و چالشهای اسکان پس از ۱۸سالگی
- وابستگی به سیستم در صورت طراحی ضعیف
اگر اسکان حمایتی بهجای اینکه گامی بهسوی استقلال واقعی باشد، به یک اقامت دائمی شبیه شبهخانوادهها تبدیل شود، میتواند وابستگی به ساختار نهادینه را تقویت کرده و فرد را از تجربه واقعی مدیریت زندگی دور کند.
این مشکل را منتقدان برنامههای«مراقبت تمدیدشده» هم مطرح کردهاند؛ یعنی نه خودِ سیاست، بلکه اجرای ناقص و فقدان پشتیبانی عمیق اجتماعی باعث میشود نتایج مطلوب بهدست نیاید.
- عدم دسترسی گسترده به خدمات
در بسیاری از مناطق، حتی با وجود برنامههای رسمی «مراقبتهای تمدیدشده»، بخش زیادی از جوانان نمیتوانند به تمام خدمات (مثل مسکن با کیفیت، آموزش شغلی، یا پشتیبانی سلامت روان) دسترسی پیدا کنند. حتی در برخی ایالتهای آمریکا، 22درصد از افراد واجد شرایط پس از 18سالگی انتخاب میکنند بمانند و بسیاری از خدمات انتقالی استفاده نمیکنند که خود تردیدهایی را درباره میزان پذیرش و اثربخشی این خدمات ایجاد میکند.
- چالشهای فردی و اجتماعی
بخش زیادی از جوانان پس از ترکمراقبت مشکلاتی همچون شبکه حمایتی محدود، سلامت روان شکننده، یا تجارب تروماتیک قبلی دارند که در صورتیکه خدمات بهطور کافی شخصیسازی نشده باشند، حتی حضور در یک برنامه «مراقبت تمدیدشده» هم نمیتواند تمامی چالشها را حل کند.
نمونههای موفق اسکان پس از ترکمراقبت
در برخی برنامهها در بخشهایی از ایالات متحده، دادهها نشان دادهاند که پس از یکسال حضور در برنامههای تحتحمایت، 97درصد جوانان مسکن پایدار داشتهاند، 82درصد در آموزش یا دورههای تکمیلی ثبتنام کردهاند، 85درصد اشتغال داشتهاند و و حدود 89درصد تجربه خود را مثبت توصیف کردهاند که این نشان میدهد اسکانِ حمایتی میتواند در صورت اجرای کامل و یکپارچه نتایج خوبی بههمراه داشته باشد.

چالشهای اسکان پس از ترکمراقبت
برخی گزارشها مثلاً از تجربه برنامه «مراقبت تمدیدشده» در کالیفرنیا گزارش میدهند که علیرغم سیاست رسمی، بخش عمدهای از جوانان همچنان با مشکلات جدی مواجهند که این موارد را دربرمیگیرند:
- فقدان شبکههای پشتیبانی قابلاعتماد
- مشکلات سلامت روان
- نبود استراتژیهای جامع برای خروج نهایی
این موضوع نشان میدهد اگر طراحی جامع و منابع کافی نباشد، حتی حضور در سیستم میتواند نتایج دلخواه را ندهد.
«خانه امید» روشنای امید؛ مسکنی برای فرزندان پس از ترکمراقبت
«خانه امید» روشنای امید براساس «خانه مستقل سازمان بهزیستی» شکل گرفت تا دخترهایی که تجربه زندگی در شبهخانوادهها را داشتند، پس از ترکمراقبت دوره توانمندسازی خود را در این مرکز گذرانده و خود را آماده حضور برای زندگی اجتماعی کنند.
شفیقه لطفی، مدیر واحد مددکاری روشنای امید «خانه امید» را تجربه خوبی میداند و میگوید: «برای برپایی این مرکز، پس از جلساتی با کارشناسان حوزههای مختلف، و با ایجاد تفاوتهایی با برنامه پسامراقبت سازمان بهزیستی، «خانه امید» را با سه دختر از «خانه روشنا» و پنج دختر از شبهخانوادهای دیگر راهاندازی کردیم. مثلاً بهزیستی برای این مراکز خود مسئولفنی و مربی نمیگذارد ولی ما داشتیم. برنامهای که ما در این مرکز مستقل پیاده کردیم، روی توانمندسازی آنها متمرکز بود. سهنفر از دخترها ازدواج کردند و دونفر به خانواده بازپیوند شدند. در زمینه اشتغال، سهتا از آنها شغل دولتی بهدست آوردند و تنها یکنفر از آنها تنها مستقل شد.»
لطفی درباره قوانین خانه دخترها در «خانه امید» میگوید: «سعی کردیم از همان دستورالعملهای شبهخانوادهها استفاده کنیم، ولی با محدودیتهای کمتر. بهویژه در زمینه رفتوآمدها، ارتباطات اجتماعی و هرچیز دیگری که به ارتقای رفتارهای اجتماعی و شخصیتیشان کمک میکرد، ولی از سوی دیگر مثلاً برای رفتوآمدشان ساعت ورود و خروج گذاشتیم. البته تمام قوانین خانه با کمک خود بچهها نوشته شد.»
او درباره شکل اداره «خانه امید» اینگونه توضیح داد: «ساختمان چهار واحد مستقل داشت و مربی هم در یک واحد جداگانه بود. بچهها صبح از ساعت 6.30 میرفتند سر کار و معمولاً تا 6 عصر هم برمیگشتند، مگراینکه کاری داشتند، یا با دوستی میخواستند بیرون بروند که باید تا ساعت 9 شب حتماً برمیگشتند.»
این مددکار باسابقه درباره تجربه «خانه امید» میگوید: «مهم این بود که ما بچهها را خوب ساماندهی میکردیم. جدا از اینکه معماری ساختمان این مرکز برای چنین پروژهای طراحی شده بود، مدیریت خوب مجموعه میتواند ضامن موفقیت شما باشد. با این دو مؤلفه، شما ابزار لازم را برای توانمندسازی فرزندان پس از ترکمراقبت دارید.»

تجربه اشتباه زندگی دوباره گروهی
زهرا یاوری، مدیرعامل روشنای امید، این تجربه را از زاویه دیگری نگاه میکند. «وقتی چنین خانهای را با چند واحد درنظر میگیرید، مسئولیتی دارید که مثلاً ورود و خروجها را کنترل کنی، برای این کار به مربی نیاز پیدا میکنید و ورود مربی هم که احتمالاً در بهترین حالت تجربه کار در شبهخانواده را دارد، همان قوانین را برای فرزندانی میآورد که مدتها، شاید سالها در آن مراکز زندگی تیمی را تجربه کردهاند. از سوی دیگر، کنار هم بودن دوباره فرزندان در چنین مراکزی هم باعث میشود مثل همان دوران پیش، روی هم تأثیر بگذارند و از آنجا که محدودیتهایشان حالا کمتر شده، آنها را بیمحاباتر میکند. مثلاً ما قوانین خانه را با خودشان نوشتیم ولی بعد از مدتی یکنفر میگفت من میخواهم بروم کوه و صبح ساعت 4 میروم بیرون. وقتی در شرایطی اینچنین، با این موضوع کوچک دچار تناقض میشوی، مسائل بزرگتر میتوانند چالشهای بزرگتری ایجاد کنند. مسئله این است که شما نه میتوانی برای هرنفر یک قانون بگذاری، نه میتوانی قانون را برای یکنفر نادیده بگیری. ولی وقتی فرزندی در خانه خودش باشد، قانونهای زندگی را خودش یاد میگیرد، و ما هم دیگر مسئولیت مستقیم نداریم، فقط از دور نظارت میکنیم.»
یاوری به نیاز فرزندان به آمادهسازی پیش از ترکمراقبت تأکید میکند و میگوید: «ولی من با چنین مراکزی برای پس از ترکمراقبت اصلاً موافق نیستم. من میگویم اگر میخواهید فرزندی پیش از ترکمراقبت آماده شود، در همان مرکز شبهخانواده به او یک واحد جدا بدهید. ما این تجربه را در «خانه روشنا» داشتیم. سهتا از دخترهای ما، در دورههای مختلف، پیش از استقلال به واحد جداگانهای رفتند و همهچیزشان از مرکز جدا شد و اتفاقاً با نتایج خوبی هم مواجه شدیم ولی اینکه فرزندی پس از ترکمراقبت به مرکز دیگری برود، اصلاً موافق نیستم. این روی روند توانمندشدن یک جوان تأثیر مستقیم میگذارد.»
حمایت مسکن؛ سنگ بنای استقلال جوانان بیپناه
دکتر ایوب اسلامیان، دانشآموخته دکتری مددکاری اجتماعی و از همکاران روشنای امید، با تشریح تجربیات عملی و پژوهشی خود، بر اولویت مطلق «امنیت سکونتی» بهعنوان پیششرط هرگونه حرکت بهسوی خوداتکایی تأکید کرد.
به گفته این مدرس دانشگاه، آسیبپذیری جوانان فاقد شبکه حمایت خانوادگی در مواجهه با بازار مسکن، چندوجهی و عمیق است. این افراد نهتنها با تهدید آشکار «بیمسکنی» و بیخانمانی مواجهند، بلکه اغلب بهناچار در دام «بدمسکنی» میافتند. زندگی در محلههای ناامن، واحدهای نامناسب، یا همخانهای اجباری با افراد غریبه و نامطمئن، آنها را در معرض انواع سوءاستفادهها، واداشتن به کارهای پرخطر و قرار گرفتن در چرخه آسیبهای اجتماعی قرار میدهد. تجربه بسیاری از کشورها نیز گواهی میدهد که در غیاب حمایتهای هدفمند مسکن، این جوانان یکی از نخستین گروههای در معرض بیخانمانی مزمن هستند.
اسلامیان با اشاره به طیف گسترده مدلهای حمایت مسکن در جهان، گزینههایی مانند «مسکنهای اجتماعی» با اجارهبهای تنظیمشده، «اجاره بهشرط تملیک» برای ایجاد دارایی، «کمکهای اجاره مبتنی بر درآمد» و «خانههای گذر با نظارت حداقلی» را ازجمله راهحلهای اثربخش برشمرد که باید با توجه به بافت فرهنگی و اقتصادی بومیسازی شوند.
او در ادامه به تجربیات مختلف در حوزه اسکان حمایتشده اشاره میکند: ««مدل خانههای نیمهمستقل جمعی» میتواند در ابتدای مسیر استقلال، بستری امن و با هزینه مدیریتشده فراهم کند. با اینحال، مدیریت این خانهها چالشهای خاص خود را دارد؛ حفظ تعادل بین نظارت و استقلالطلبی، پیشگیری از تنشهای بینفردی در فضای اشتراکی، و جلوگیری از تداوم وابستگی به ساختار مرکزی، نیازمند برنامهریزی دقیق، منابع انسانی متخصص و پیگیری مستمر است. مشخصاً تجربه روشنای امید نشان داد که با وجود نیت خیر و پشتیبانی از جوانان دربرابر شوک اجارهبهای تهران، این مدل با چالشهای مشابه مواجه شد. از عدم مسئولیتپذیری گرفته تا بروز برخی تنشها بین فرزندان، و مهمتر از همه، تمایل به «رسوبیشدن» و تداوم وابستگی به محیطی مشابه مرکز. این تجربه به ما آموخت که اگر حمایت مسکن، حتی با نیات بسیار خوب، بهصورت متمرکز و گروهی و بدون طراحی دقیق برای قطع تدریجی وابستگی ارائه شود، میتواند ناخواسته مانع رشد حس استقلالطلبی و مسئولیتپذیری فرد شود.»
این پژوهشگر اجتماعی سپس به الگوی دیگری اشاره کرد: «برخی مراکز، ازجمله روشنای امید، در مقیاسی کوچک و محدود، اقدام به ایجاد چند واحد مسکونی کمابیش مستقل در مجاورت یا دل مرکز اصلی کردهاند. هدف این است که فرزندان پس از رسیدن به سن قانونی، پیش از فراهمشدن کامل شرایط خروج قطعی، بتوانند مرحله انتقالی را در فضایی با قوانین آزادانهتر و مسئولیت شخصی بیشتر تجربه کنند، در حالی که از پشتیبانی پایه مرکز نیز برخوردارند.» او این مدل را بهویژه در شرایط تأخیر در دریافت کمکهای رسمی استقلال از سازمان بهزیستی، راهکاری عملی و ارزشمند اما موقت برای جلوگیری از سرگردانی و بیپناهی جوانان دانست.
اسلامیان در ادامه، حرکت بهسمت «حمایت از اجاره مسکن شخصی در بازار آزاد» را گامی ضروری در مسیر استقلال کامل ارزیابی کرد. در این مدل، جوانان با دریافت کمکهزینه ودیعه و تهیه وسایل ضروری، مستقیماً مستاجر یک واحد مسکونی شخصی میشوند. برای تقویت تعهد مالی، سازوکاری طراحی شده که به موجب آن جوانان با پرداخت ماهانه مبلغی مشخص، به تدریج از بدهی اولیه خود به بنیاد میکاهند. این طرح هم بازپرداخت تدریجی کمک را ممکن میسازد و هم مدیریت مالی در زندگی واقعی را به آنها میآموزد.
با این حال، این مددکار اجتماعی چالش پیشروی این مدل را نیز پررنگ کرد: «چالش عمده، بهویژه برای خیریهها، «جمعسپاری مالی» است. با افزایش سرسامآور قیمت مسکن و بهتبع آن، مبالغ کلان ودیعه و اجاره، تجمیع منابع مالی کافی برای پوشش حتی تعداد محدودی از جوانان، بسیار دشوار شده است. اینجاست که نقش سازمانهای متولی دولتی و نهادهای عمومی در قالب مسئولیت اجتماعی، همراه مشارکت خیرین و بخش خصوصی، برای ایجاد صندوقهای قرضالحسنه، سیستمهای تضامین اجاره یا یارانههای هدفمند، حیاتی میشود.»
دکتر اسلامیان در پایان تأکید کرد: «هیچ مدل واحدی پاسخگوی همه نیازها نیست. انتخاب و طراحی مدل حمایت سکونتی باید با توجه به آمادگی فرد، منابع در دسترس و مرحله انتقالی او انجام شود. در هر حال، هرگونه حمایت باید سه ویژگی کلیدی داشته باشد: موقت باشد تا مسیر به سمت خودکفایی هموار شود، مشروط باشد به پیشرفت در اهداف آموزشی، شغلی و شخصی، و هدفمند باشد برای زندگی مستقل نهایی. حمایت صرفاً معطوف به اسکان کافی نیست و باید در بستهای جامع از نظارت مددکاری، مشاوره، پشتیبانی شغلی و آموزشی قرار گیرد تا این جوانان بتوانند با امنیت خاطر، پایههای زندگی مستقل خود را بسازند و به شهروندانی توانمند و مؤثر تبدیل شوند.»

بیشتر بخوانید
ضرورت اسکان امن در فرایند توانمندسازی فرزندان مستقلشده از مراقبت خوابگاهی
چالش اسکان امن پس از ترک مراقبت، مانعی بزرگ برای ادامه تحصیل در دانشگاه
چه باید کرد؟
اسکان حمایتی پس از ۱۸سالگی به خودی خود میتواند سیاست کاملاً مناسبی باشد، چراکه خطرات جدی بیخانمانی و انزوای اجتماعی را کاهش میدهد، نتایج مثبت در تحصیل، اشتغال و مسکن را افزایش میدهد و فرصت یادگیری واقعی زندگی مستقل را فراهم میکند. ولی مهم است که این اسکان نه بهعنوان تداوم واقعی مراکز مراقبتی، بلکه بهصورت زندگی مستقلِ تحتنظارت، با پشتیبانی اجتماعی، آموزشی و روانی طراحی و اجرا شود.
اگر صرفاً «اقامت در مرکز با نظارت» باشد، بدون اینکه فرصتی برای توسعه مهارتها، شبکهها و استقلال واقعی ایجاد کند، میتواند وابستگی را تقویت کند- همان نقطهای که تجربههای ناموفق نشان دادهاند.
انتهای پیام



