مسیر توانمندسازی با همراهی مددکار

یکی از پسران روشنای امید که در کارگاه تولید مبلمان مشغول به‌کار است، به‌خاطر یک‌سری مسائل و مشکلات، چالش‌ها در زندگی سرپناه خود را ازدست داده بود و مجبور می‌شود حتی در کارگاه زندگی کند.

اوایل آشنایی با پسرمان، حال‌وروز خوبی اصلاً نداشت. دنیایش تیره و تار بود و امید به زندگی‌اش را از دست داده بود. ما ازش خواستیم در جلسات مشاوره شرکت کند، و همزمان که جلسات مشاوره را پیش می‌رفتیم، روی کارش تمرکز کند. تلاش بر این بود که نه‌تنها شرایط فعلی‌اش را بپذیرد، بلکه به آن به‌عنوان یک فرصت نگاه کند و بیشترین بهره را از آن ببرد.

از همین‌رو، از او خواستیم در اوقات فراغتش، یک‌سری وسایل چوبی بسازد و برای‌مان بیاورد. این پیشنهاد، در ابتدا با مقاومت پسرمان همراه شد ولی با اصرار ما پذیرفت و به‌عنوان اولین‌ کارش یک آدمک چوبی که از ضایعات چوب ساخته شده بود، برای ما آورد؛ آدمک چوبی‌ای که بسیار زیبا و خلاقانه ساخته شده بود.

ما این آدمک را جاهای مختلفی بردیم، و برای پسرمان سفارش گرفتیم. پسرمان باور نمی‌کرد دیگران به او سفارش بدهند. همین باعث شد اعتمادبه‌نفس پسرمان تاحدی افزایش پیدا کند. در ادامه از او خواستیم چیزهای بیشتری بسازد، وسایلی که کاربردی‌تر باشند و او با دستان هنرمند و ایده‌های خلاقانه‌اش یک سینی چوب‌گردو بسیار زیبا، یک ساعت‌دیوار چوبی و شکلات‌خوری پذیرایی که ترکیبی از چوب و شیشه بود ساخت و برای ما آورد.

مسیر توانمندسازی با همراهی مددکار
آدمک چوبی که فرزند ما در روشنای امید با خلاقیت خودش ساخته
مسیر توانمندسازی با همراهی مددکار
سینی چوب گردو که توسط پسر ما در روشنای امید ساخته شده
مسیر توانمندسازی با همراهی مددکار
شکلات‌خوری و جعبه پذیرایی ساخته‌شده توسط فرزند روشنای امید
مسیر توانمندسازی با همراهی مددکار
ساعت دیواری با بدنه چوبی که فرزند روشنای امید ساخته

بیشتر بخوانید
توانمندسازی با ارائه خدمات مؤثر
نام‌دار شدن؛ اولین گام برای نوشتن آینده

ما به‌همین شکل هرروز و هرروز مسیر توانمندسازی را با هم طی می‌کردیم. با هم همفکری می‌کردیم که چطور چالش‌های پیش‌رو را حل کنیم، از مسائل عبور کنیم و در صورت‌مسئله گیر نکنیم. امروز حال‌وهوای پسرمان با قبلش اصلاً قابل‌مقایسه نیست. امروز او بسیار شادتر، پرانرژی‌تر و باانگیزه‌تر شده و اعتمادبه‌نفس بیشتری دارد. امید به زندگی در او بالا رفته و به‌قول خودش، در تمام سال‌هایی که کار نجاری می‌کرد، هیچ‌وقت به این فکر نیفتاده بود که کنار کارهای روتین و روزمره‌اش می‌تواند وسایل چوبی کاربردی بسازد و بفروشد.

حالا او تصمیم دارد برای آینده‌اش تمام تلاشش را بکند تا آینده‌ای زیبا برای خودش خلق کند و رؤیای داشتن یک مغازه را به حقیقت تبدیل کند. او آرزو دارد مغازه‌ای داشته باشد تا بتواند محصولات خودش را تولید کند و بفروشد.

  • بخشی از گزارش مددکار روشنای امید درباره مراحمل توانمندسازی یکی از فرزندان

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید!